غلامحسين افضل الملك
158
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
خيول را از آن ، آب مىدهند . بايد آب شيرين و خوراك آدمى و عليق مال را از منزلهاى پيش آورد . در زمينهاى اينجا چهار گودال درآوردهاند و چاههاى گنبدى كندهاند كه با سطح زمين دو زرع عمق دارد . آب از آن چاهها قطرهقطره جوشيده و در گودالها جمع شده بخيول مىدهند . در اينجا كاروانسرايى ساختهاند كه حجرات و ايوانهاى خوب دارد كه كاروانيان از سرما و گرما محفوظ مىشوند و بسى مثمر ثمر است . بانى اين كاروانسراى حاجى كرمعلى يزدى ساكن كرمان است . اين مرد وقتى شتردار بوده است و از كرمان بخراسان باركشى مىكرده است . وقتى به اين منزل مىرسد ازاينكه در اينجا سايبانى نبوده به او و سرنشينان او بسيار سخت مىگذرد . نذر مىكند كه اگر من صاحب اموال وافر شدم در اينجا كاروانسرائى مىسازم كه مردم راحت شوند . او در اندك زمانى كه شتردارى مىكند صاحبمال مىشود . وسعت پيدا مىكند و قصد ساختن كاروانسرا مىنمايد . در اين بين حال وفات براى او پيدا مىشود . به عيال خود وصيت مىكند و مىگويد من چنين نذرى كردهام . اگر مردم از مال من در چاه گنبد چنين كاروانسرائى بساز . زن قبول مىكند و حاجى كرمعلى مىميرد . فقهاء كرمان بعنوان ثلث و عنوانات ديگر كه بين علما ناحق متداول شده است ، قصد بردن اموال حاجى كرمعلى را مىكنند . امام جمعهء مرحوم كرمان كه شرح حالش را بعد مىنگارم سخت با زوجهء كرمعلى همراهى مىكند و نمىگذارد كه مال آن مرحوم را ببرند و مىگويد بايد اين زن به وصيت شوهر خود عمل كند . خلاصه اين شيرزن كه بهتر از مردان بزرگ اين دوره است قد مردى علم كرده در شاهراه انصاف و مردانگى قدم زده به اين مكان مىآيد پولها خرج مىكند . از شهر تون و كرمان بنا و عمله و كورهپز مىخواهد . بصعوبت زياد و مخارج بسيار اين كاروانسرا را مىسازد . اين زن دو سال معطل مىشود و در تابستانها و بهار در همينجا مسكن مىكند كه اين كاروانسرا باتمام رسد . در اين جاها خوراك و آبادى نيست از تون آرد به اينجا مىآورده و خمير مىكرده و بدست خود و معاونين خود نان مىپخته بكارگران شب و روز نان مىداده و بعلاوه